طنز
نشست با سوادان کم ظرفیت
سازمان دهندگان محفل بزرگداشت، باسواد اند، آن قدر باسواد که فرق «دعوت نامه» و «اعلام موجودیت» را میدانند، وآن قدر سیاست مدارند که بلد هستند چگونه یک نفر را هنرمندانه ازلیست دعوتیه ها حذف نمایند. وقتی تصمیم گرفتند نشست بزرگداشت را راه اندازی کنند، ریس گفت: « این فقط یک محفل شخصی نیست، یک پیام سیاسی دارد »
ها جالب
بزرگترین دشمنی، با اهمیت ترین میراث آن هم درغربت و چه کسی بهتر از او که پیام را نه با صدا، بلکه با غیبت حساب شده برساند؟
فهرست مهمانان به فرمایش و کنترول ریس نوشته شد، نه با دست، با نیت.
دوستان نزدیک؟ بلی .
دشمنان دور؟ بلی.
افراد بی خاصیت اما پرسروصدا؟ حتما.
اما آن شخص سوم، شخصیت حسابی، باسواد سیاسی ، دارای نفوذ معین، و فقط یک عیب داشت: اینکه آینه بود. تند وواقعیت میگفت
ریس ما با حسادت بیگانه است ،
او فقط به «تنظیم فضا» باور دارد.
میگوید: «بعضی آدمها وزن دارند، اگر بیایند، تعادل محفل به هم میخورد.»
و چه کسی گفته سیاست مدار باید تعادل داشته باشد؟
جالب آن که دوستان همان شخص سوم هم دعوت شدند تا بفهمند مشکل شخصی نیست، بلکه کاملاً شخصیست.
در محفل، همه چیز شیک بود: سخنرانی ها پر از واژه های بزرگ، لبخندها پر از دندان، و جای خالیِ یک نفر، پر از معنا.
وقتی کسی با جسارت پرسید:«فلانی چرا نیست؟»
ریس باسواد، بالبخندی دهاتی گونه گفت:«ما در سیاست، گاهی به افراد فرصتِ غیبت میدهیم تا قدرِ دعوت را بفهمند.»
و آن روز، همه فهمیدند: در سیاست، اگر دعوت نشدی، یا خیلی بیاهمیتی،
یا آنقدر مهمی که تحملت را ندارند.